تبليغاتX
موج سوم (ارتباطات و رسانه ها)

نمایش "ازدواج در قهوه‌خانه" به کارگردانی بهزاد محمدی

 که این روزها در سالن آمفی‌تئاتر پردیس سینمایی قلهک اجرا می‌شود،

اثری مملو از شوخی‌های رکیک جنسی است که اجرای این اثر یک سؤال

 اساسی را در ذهن متبادر می‌کند؛ کدام نهاد و وزارتخانه‌ای به این اثر مبتذل مجوز اجرا داده است؟

http://davoodonline-ir.persiangig.com/gif/edame-matlab.gif

تاثریا چه می خواهد؟
چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 | سید داداش نژاد
هنگامی که نخستین قسمت سریال «تاثریا» با آن آیه‌ی ابتدای تیتراژش از تلویزیون پخش شد، فکر می‌کردیم که بعد از شاهکار «وضعیت سفید»، انتظار ما برای دیدن یک سریال خوش مضمون و خوش فرم طولانی نمی‌شود و «تا ثریا» به علت پرداختن به یک موضوع مبتلا به جامعه و یک دغدغه‌ی قرآنی -یعنی رباـ سریالی خواهد شد به یاد ماندنی.
حضور سیروس مقدم در مقام کارگردانی این سریال هم امیدوارترمان می‌کرد به اینکه شاید موفقیت سریال «پایتخت» دوباره تکرار شود و بسیاری از کدورت‌های اخیر بین قشر مذهبی و رسانه‌ی ملی مرتفع شود؛ کدورت‌هایی که به دلیل ضعف مفرط رسانه‌ی ملی در جریان وقایع فتنه‌ی 88 کلید خورد و با پخش سریال‌هایی همچون «ساختمان پزشکان» و دفاع جانانه‌ی معاون سیما از آن بیشتر و بیشتر شد.

سریال که شروع شد، تمرکز قسمت‌های اول بر روی موضوع ربا و مال شبهه‌دار نشان می‌داد که ظاهراً حدس‎مان غلط نیست و قرار است به جای دیدن فیلم‌فارسی‌هایی همچون خیانت یک مرد ایرانی به زنش و بعد فلج شدن او به سبک سریال کلید اسرار(!) و یا حکایت نخ‌نما شده‌ی دوستی چندین ساله‌ی دو دوست قدیمی که بر سر هیچ و پوچ به دشمنی تبدیل می‌شود و موضوعات بی‌خاصیت دیگری از این دست، با یک سوژه‌ی جدید، با رنگ و بوی مذهبی و از جنس دغدغه های مردم روبرو شویم.

اگرچه در همان قسمت‌های اول و در اوج خوش‌بینی، نحوه‌ی تصویربرداری کار برای‎مان سوال بود و اینکه چرا کارگردان تا این حد بر زشت و ترسناک جلوه دادن کاراکتر اصلی از طریق گرفتن کلوزآپ‌های متعدد و حتی اکستریم کلوزآپ‌های غیرمرسوم اصرار دارد. در کنار آن، رو گرفتن‌های افراطی و نحوه‌ی عجیب چادر سر کردن کاراکتر «ثریا» هم با علم به اینکه او در قسمت‌های بعدی قرار است بلغزد، مشکوک‌مان می‌کرد.
کمی که کار جلو رفت، سوال‌های‌مان در مورد برخی ریز داستان‌های فرعی سریال بیشتر شد. اینکه برادر شوهر ثریا با وجود اینکه تقریباً شخصیتی منفی دارد و در زمان مرگ برادرش آشکارا با خواستگاری زودهنگامش از ثریا بی‌حیایی کرده است، چرا همیشه تسبیح به دست می‌گیرد؟ اینکه قرار است از رابطه‌ی ثریا و سرهنگ چه چیزی عايد بیننده شود؟ و در کنار این سوال‌ها، مسئله‌ی رابطه‌ی پویا -پسر ثریا- با دختر همکلاسی‌اش هم برای‎مان آزاردهنده شده بود. اینکه چرا در یک خانواده‌ی مذهبی کسی از دوستی پسر خانواده با یک دختر نامحرم ناراحت نمی‌شود و یا اگر هم نارحتی و مخالفتی هست، از آن جهت است که این دوستی به درس‌خواندن پویاخان لطمه می‌زند! اما در همین خانواده‌ی مذهبی همه در برابر رسمی شدن این رابطه و بهتر بگویم در برابر شرعی شدن آن موضع می‌گیرند؟ از آنجا که به سیروس مقدم خوش‌بین بودیم و نیز هنوز هم دغدغه‌ی سازندگان سریال را بابت پرداخت به موضوع «ربا» در آشفته بازار سریال‌های بی‌خاصیت مغتنم می‌دانستیم، سکوت کردیم.

اما هنگامی که ثریا با سرهنگ ازدواج کرد و بعد در اثر یک اتفاق او را کشت، راستش را بخواهید دیگر یادمان رفت که این سریال در مورد چه بوده و قرار بوده چه بگوید! بیش از موضوع ربا، ذهن‌مان را این موضوع به خود مشغول کرد که راستی این خانواده‌ی مذهبی دوباره می‌تواند سروشکلی به خود بگیرد؟ آیا با مادری که پنهانی ازدواج کرده و بعد شوهرش را کشته است، می‌توان دوباره مثل قبل سر یک سفره نشست؟ آیا با دامادی چنین حریص (مسعود) می‌توان دوباره روابط خانوادگی برقرار کرد؟ اما از سوی دیگر قسمت خوش‎بین‌ ذهن‎مان مدام یادآوری می‌کرد که این اتفاقات به شدت تلخ، حاصل همین گرفتن رباست و اتفاقاً نویسنده پازل خوبی را برای عبرت مخاطب طراحی کرده است.

بعد ازفکر کردن به این موضوع، اگرچه کمی قانع شده بوديم، اما هنوز چند سوال بی‌جواب داشتيم. اول اینکه اگر ورود به مقوله‌ی ربا تا این حد می‌تواند خطرناک باشد، پس چرا خانواده‌ی «آقا رضا» که تا گردن در این لجن‎زار ربا فرو رفته‌اند، سهم‌شان از مجازات‌ها کمتر از «ثریا» است؟ چرا مثلاً زن آقا رضا که با زیاده‌خواهی‌هایش ظاهراً عامل اصلی رو آوردن همسرش به نزول‌خواری بوده است، مثل ثریا تنبیه نمی‌شود؟ چرا دوربین فقط با ثریا نامهربان است و در مورد آقا رضا و همسرش قرار نیست چهره‌ی ترسناک و یا حداقل زشتی ترسیم شود؟ راستی چرا بقیه‌ی طلب‌کاران آقا رضا مثل «ثریا» بی‌آبرو و قاتل نشده‌اند؟ مگر «ثریا» بر خلاف بقیه، ابتدا راضی به مشارکت به‎جای ربا نشد؟ پس چرا بیش از دیگرانی که از همان ابتدا ربا را برگزیدند، مورد مجازات قرار گرفت؟

اگرچه اصلاً این منطق را که «گناه» آن هم از نوع «کبیره» به این دلیل بد است که زندگی دنیایی آدم را خراب می‌کند، قبول نداشتیم و این را در زمره‌ی نگاه برده‌وار به دین می‌دانستیم که از ترس آثار گناه، انسان را به رعایت حریم‌های الهی وا می‌دارد (چنان که از امام حسین در مورد سه نوع دینداری روایت شده است)، اما باز هم به همین منطق غلط راضی بودیم تا این بلاهایی را که سر ثریا آمده، توجیه کنیم و به ربا ربط دهیم اما ته دلمان هنوز قانع نشده و هم چنان مشکوک بودیم، چرا که سوال‌هایی مثل سوال های بالا بود که جوابی برایش نداشتیم و از طرفی فکر می‌کردیم چرا گناهی که معادل دشمنی با خداست، در رسانه‌ی ملی به گناهی که فقط زندگی را ویران می‌کند، تقلیل یافته است؟ و بعد به ذهن‎مان می‌رسید که اگر در چنین شرایطی ثریا از ارتکاب به ربا پشیمان شود، کار شاقی کرده است؟ خب هر کس دیگری هم بود، با دیدن این آثار زشت گناه پشیمان می‌شد! اما آیا دین خدا به همین آسانی است؟ یعنی با این منطق که هر کس به سراغ ربا برود، دنیایش تا این حد خراب می‌شود، می‌توان مردم را از نزدیک شدن به این محاربه‌ی الهی بر حذر داشت؟ یعنی مردم نمونه‌ای از انسان‌هایی که با ربا زندگی می‌گذرانند و اتفاقاً در ظاهر زندگی خوبی هم دارند و قتلی هم مرتکب نشده‌اند، سراغ ندارند؟ و آیا بهتر نبود آثار باورپذیر دیگری برای ربا همچون سقوط معنوی و خراب شدن نسل‌ها مد نظر قرار گیرد تا ارتکاب قتل؟ تا شاید مردم بیشتر هم‌ذات پنداری کنند؟
اما شب گذشته (دوشنبه) ماجرا برای‎مان فرق کرد، اگرچه تا همین قسمت قبلی از اینکه چطور یک زن مذهبی به بدترین وجه جلوی مخاطب خرد و بی‌آبرو می‌شود، حرص می‌خوردیم ولی با این وجود، همه چیز را به دلیل خوش‌بینی به آثار ربا ربط می‌دادیم. اما دیشب متوجه شدیم که نه! انگار چادر ثریاست که برای او عامل دردسر شده است نه ربا! چرا که اگر چادر ثریا نبود و زیر پای سرهنگ گیر نمی‌کرد، سرهنگ هم نمی‌مرد و این همه دردسر به وجود نمی‌آمد و فقط ثریا می‌ماند و یک ازدواجی که فاش شدنش هم خیلی ترسناک نبوده است و البته مقداری مشکل اقتصادی! و انگار فرق ثریا با بقیه عاملین ربا، در همین چادر است و لاغیر!

راستی نویسنده‌ی سریال چرا در صحنه‌ی تشریح قتل توسط ثریا، پای چادر او را وسط کشید؟ چرا ثریا که قرار است در این سریال نماد یک زن نگون‌بخت باشد، نیمی از صورتش را زیر چادر پنهان می‌کند و ادای سوپر مذهبی‌ها را در می‌آورد؟ آیا این نوع حجاب، با نحوه‌ی زندگی او و فرزندانش متناسب است؟ این نماهای غیر عادی از صورت ثریا به چه معناست؟ چرا نویسنده ماجرای ازدواج «پویا» و مخالفت ثریا با آن را در تقابل با ازدواج پنهانی ثریا قرار داده است؟ برای آنکه یک مادر مذهبی را به دلیل تناقض در گفتار و عملش جلوی چشم میلیون‌ها نفر از مخاطبین و در برابر فرزند جوانش لجن‌مال کند؟ تأثیر این سریال بر نوع نگاه جوانان به مادر خود چیست؟ آیا مسائلی از این دست، در قسمت‌های اخیر به جای مسئله‌ی ربا، به محوریت کار تبدیل نشده تا آنجا که اصلاً ماجرای مال شبهه‌ناک به فراموشی سپرده شده است؟ آیا اصلاً این مسائل در صداوسیما مورد توجه قرار می‌گیرد یا آنکه به بهانه‌ی توجه به موضوع ربا، می‌توان هر بلایی بر سر یک زن چادری محجبه آورد تا جایی که او به یک شخصیت ترحم برانگیز بیچاره تبدیل شود؟

حالا می‌توان با صراحت اعلام کرد که «ربا» در این سریال موضوع اصلی نیست و خود ثریاست که برای نویسنده جذابیت دارد. به همین خاطر او برای حفظ اصول دراماتیک، هر بلایی را که می‌خواهد سر ثریا آوار می‌کند و اصلاً به تاثیرات آن توجهی ندارد. و این نه مختص این سریال که به یک روال در صداوسیما تبدیل شده است. به سریال‌های اخیر صداوسیما دقت کنید. در «شیدایی» تمام اتفاقات بد بر سر خانواده‌ی «حاج آقا سپاهان» -به عنوان یک فرد مذهبی- تلنبار شده است. لیلا -دختر چادری همین سریال- در هر دو ازدواجش شکست خورده تا جایی که با وجود خیانت همسر دومش، خجالت می‌کشد برای دومین بار سرشکسته به خانه‌ی پدری بازگردد و به همین دلیل پای همسر دروغ‎گویش می‌ایستد! راستی شما باشید از چادری بودن زده نمی‌شوید؟ نه! ظاهراً هرکه در این بزم مقرب‌تر است، جام بلا بیشترش می دهند!

در «فرات» بین دو شخصیت به شدت مذهبی کدورت بی‌موردی ایجاد می‌شود و دو دوست قدیمی به جان هم می‌افتند؛ تا جایی که یکی از آنها که بر روی مسجد رفتن و خرج دادن او تأکید زیادی می‌شود، به بی‌منطق ترین و کینه‌ای‌ترین آدم زمین تبدیل می‌شود! کمی عقب‌تر، در سریال‌های ماه مبارک رمضان، خانواده‌ی «حاج بابا» در سریال «سقوط یک فرشته» چنان از هم می‌پاشد که فقط با یک پایان هندی می‌توان آنها را دوباره دور هم جمع کرد! که البته همین اتفاق هم می‌افتد. استدلال همه‌ی این اتفاقات هم این است که اگر سقوط یک فرد مذهبی را نشان دهیم، بیشتر تأثیر دارد تا نمایش لغزیدن یک غیر مذهبی. البته راست می‌گویند، اما اصلاً به این فکر می‌کنند که چرا این طور است؟ برای آنکه مذهبی‌های راستین به دلیل داشتن قدرت ایمان، کمتر و سخت‌تر به گناه تن می‌دهند و از این رو وقتی یکی از آنها از لحاظ معنوی سقوط می‌کند، نتیجه می‌گیریم که کید شیطان و نفس انسان تا چه حد فریبنده و آدمی تا چه میزان در معرض لغزیدن است. اما اگر قرار باشد هر روز و هر شب طی یک سریال، این خانواده‌های مذهبی کلکسیونی از گناه را ردیف کنند، دیگر چگونه می‌توان این مهارت شیطان و قدرت نفس اماره و جایگاه متزلزل انسان را نشان داد؟ آیا نمایش مدام سقوط یک خانواده‌ی مذهبی و فروپاشی آن در سریال‌های متعدد، تاثیرات بدی بر روی ذهن بیننده ندارد؟

نمی‌خواهیم بگوییم سیروس مقدم و یا سعید فرهادی (نویسنده‎ی سریال) عنادی با مذهب دارند. نه! هدف‎مان این نیست. بلکه می‌خواهیم در مورد برخی از انحرافاتی که ناخواسته اما به صورت پرتکرار در سریال‌ها رخ می‌دهد و کم کم می‌رود که به یک جریان تبدیل شود، هشدار دهیم و نظارت طلب کنیم. آیا توقع زیادی است؟

و در پایان یک دغدغه‌ی جدی! آقای ضرغامی! آقای دارابی! نگرانیم شکاف بین صداوسیما و مردمی که به چادر، به ریش تیغ نخورده، به شرعی شدن روابط دختر و پسر، به خانواده، به مفهوم مادر و به امثال آن تعصب دارند، به زودی به دره‌ای تبدیل شود. آیا شما نگران این موضوع نیستید؟ آیا از این سریال هم به خاطر توهین به چادر تقدیر خواهید کرد؟ آيا شما كه خودتان خانواده‌هاي محجبه‌اي داريد، از اينكه در پر مخاطب‌ترين برنامه‌ي مجموعه‌ي تحت امر شما، اين‌طور حجاب برتر به لجن كشيده شد، خجالت نكشيديد؟ آيا مدعي العموم كه به‌درستي با ويژه‌نامه موهن روزنامه ايران (خاتون) برخورد كرد، با خاتون صداوسيماي ضرغامي هم برخورد خواهد كرد؟ راستی آقاي دارابي کی مراسم تقدیر از «تا ثریا» را برگزار خواهد كرد؟
لینک ثابت

 

در اواخر سال 2010، کلاریون اعلام کرد که در حال تکمیل تولید سومین مستند خود است؛ که این فیلم در مورد مالیخولیای تهدید ایران است. عنوان فیلم "ایرانیوم" بود؛ فیلمی که قصد داشت هراس را در مورد تهدید برنامه هسته‌ای ایران را از طریق توضیح اصول انقلاب و به صورت تصویری افزایش دهد و تنفر و خشونت را به رهبران ایران نسبت دهد.


پایگاه اینترنتی هافینگتون پست در گزارشی به معرفی صندوق کلاریون پرداخته و می‌نویسد: صندوق کلاریون یک سازمان غیر انتفاعی تقریبا وابسته به احزاب راست اسرائیل و آمریکا است که فیلم‌های مستند جنجالی در مورد تهدید اسلام تولید و توزیع می‌کند و آمریکایی‌ها را وادار به آماده باش درباره تهدید اسلام افراطی می‌کند.

حتما ادامه مطلب و بخونید والا از دستتون میره

http://davoodonline-ir.persiangig.com/gif/edame-matlab.gif



اسلام و به طور ویژه جمهوری اسلامی ایران به عنوان ام القرای جهان اسلام از زمانی که خود را از زیر خیمه استکبار بیرون کشید و عَلم استقلال و عدالتخواهی را بالا برد، جدا از جنگ فیزیکی و سخت صهیونیسم، هدف سینمای غرب و به عنوان مشخص «هالیوود» هم قرار گرفت و همگان شاهد بوده اند که تاکنون دهها فیلم و سریال با میلیون ها دلار هزینه علیه ایران اسلامی ساخته و اغلب به صورت رایگان در سطح جهانی توزیع شده است. اگرچه متولی اصلی برخی از این فیلم ها هالیوود نبوده اما حمایت ویژه آمریکا از آنان بر ناظران روشن بوده است.

به گزارش جهان، در همین راستا می توان به شش فیلم ضدایرانی اشاره کرد که اطلاعات سطحی کارگردان و نویسنده درباره جامعه ایران و تحریف واقعیات ویژگی مشترک همه آنهاست.

۱- بدون دخترم هرگز: خانمی آمریکایی که به همراه همسرش به ایران می آید و سپس دیگر نمی تواند برگردد و بعد با زجر تمام فرار می کند. به نوشته سایت MovieMag داستان فیلم کاملا یک طرفه بود، اقرار در فیلم به وفور یافت می شد، خانواده ی ایرانی در این فیلم علاقه ای به زندگی طبیعی نداشت و دائما از باید و نباید ها و بد بودن صحبت می کرد (در این فیلم بد و خوب وجود نداشت و در کل ایرانیها بد بودند ). مردان ایرانی همه متجاوز بودند ! و... البته اطلاعات اندک دینی نویسنده فیلم، مهمترین دلیلی شد که این فیلم را نه در آمریکا بلکه در هیچ جای دنیا قبول نکنند. «بدون دخترم هرگز» یکی از فیلمهایی است که در خود آمریکا که مردمش معمولا هیچ چیز درباره دنیا نمی دانند هم با استقبال کمی مواجه شد زیرا معتقد بودند که فیلم واقعی نیست.





۲- ۳۰۰:
«۳۰۰» به جز یک اکشن سه بعدی، چیز دیگری برای ارائه نداشت. اما چیزی که ما ایرانیان را شگفت زده کرد، تصویری بود که از ارتش ایران در زمان جنگ با اسکندر یونانی نشان داده می شد. در این ارتش همه جور موجود و هیولایی به چشم می خورد. سربازان سیاه پوست که مشخص نیست در آن زمان در کجای ایران زندگی می کردند! و البته خود خشایارشاه که خود را خدا می خواند! همه ما می دانیم که ایرانیان در زمان وقوع این جنگ یکتاپرست بودند(زرتشتی) و هیچگاه خشایارشاه خود را خدا ننامید اما او در این فیلم بارها این جمله را تکرار می کند.




۳- سنگسار ثریا:
فیلمی عجیب و غریب که حتی مکان وقوع داستانش هم به درستی مشخص نبود. این فیلم درباره زنی به نام ثریا بود که به دلیل اعتقاد بر باورهایش و ایستادگی در برابر شوهرش، از طرف وی به ارتباط نامشروع با مردی دیگر متهم شد و آخرش هم سنگسار می شود! انسانهایی که در فیلم «سنگسار ثریا» حضور دارند کوچکترین شباهتی به یک انسان ایرانی ندارند و مشخص نیست که سازندگان چگونه به چنین موجوداتی نام ایرانی داده اند. موضوعات ریز و درشت در فیلم «سنگسار ثریا» یکی پس از دیگری به صورت اشتباه به مخاطب ارائه می شود و تماشاگر ناآگاه هم چاره ایی به جز توهین بر مردم ایران نمی بیند! این فیلم در زمان اکران به شدت تحویل گرفته شد و همانطور که انتظار داشتم، کلی هم بد و بیراه نصیب ایرانیان به دلیل فرهنگ وحشی صفتشان کرد!. همانطور که گفم قانون سنگسار در کشور ایران وجود دارد و بحث های بودن یا نبودنش هم دنبال می شود، اما اینکه با استفاده از این موضوع فیلمی سرتاسر اشتباه ( غارت منزل زنی که مرده توسط اهالی ده! ) ساخته شود، موضوعی است که قلب ایرانیان را آزرده می کند.




۴- اسکندر:
الیور استون کارگردانی است که به دلیل مطالعه و پرداختن به جزییات به شهرت رسیده است. از او فیلم «جان اف کندی» را بخاطر داریم که با وسواس زیاد ساخته شده بود و تمام زوایای ترور را بررسی می کرد. اما متاسفانه در فیلم «اسکندر» کاملا قضیه برعکس شد! اسکندر خونخوار تبدیل به یک قهرمان شد و زمانی که در فیلم، به ایران حمله می کند با استقبال گرم ایرانیان وارد ایران می شود، از تخت جمشید خوشش می آید، و وارد قصری می شود که مشخص نیست یکی از کلوب های شبانه آمریکاست یا قصر سلطنتی داریوش ! در همه کتابها به این واقعیت اشاره شده است که زمان حمله اسکندر به ایران، او ایرانیان را قتل عام کرد و تخت جمشید را به آتش کشید و دخترزیبای داریوش را به همسری برگزید. اما در فیلم دختری که اسکندر به همسری برمی گزیند دختری سیاه و رقاص است که کوچکترین شباهتی به دختر یک پادشاه ندارد! نقطه اوج داستان این بود که اسکندر در کاخ داریوش درباره صلح جهانی صحبت می کرد! این سخنرانی شباهت زیادی به حرفهایی داشت که در آن روزها از دولت آمریکا شنیده می شد. تحریف تاریخی این فیلم حتی صدای مورخان خود آمریکا را هم درآورد.




۵ - کشتی گیر:
فیلم «کشتی گیر» با بازی میکی رورک یکی از فیلمهای خوب سال ۲۰۰۸ آمریکا بود اما متاسفانه در اواخر فیلم هنگام مبارزه رندی با یک مبارز سرسخت همه چیز به یکباره ناخوشایند می شود! حریف او در مبارزه فردی است به نام آیت الله! که در ادامه آن داستان پرچم شکستن و.... اول از همه باید این سوال را از سازندگان پرسید که به واقع آنها چند نفر ایرانی را دیده اند که اسمشان «آیت الله «باشد؟! البته واضح و روشن است که هدف از انتخاب این نام، چیزی بیشتر از یک اسم بوده است و صحنه شکستن پرچم ایران نیز این داستان را تکمیل می کند.




۶- شرایط: این فیلم اگرچه جدی و مصمم است، اما تصویری خلاف واقع از آنچه که در کشورمان وجود دارد ارائه کرده است. فیلم مغلطه ایی است از انواع و اقسام مشکلات که همه آنها در یکجا جمع شده اند. دین و مذهب، همجنسگرایی، سرکوب، آزادی و موضوعاتی از این دست، در فیلم «شرایط» به شکل کاملاً مضحک و ناشیانه ایی مورد بررسی قرار گرفته است. شرایط درباره دختری به نام عاطفه و دوست صمیمی اش شیرین که عاشق جشن های شبانه و رقص و مشروب هستند. پس از مدتی این ۲ در می یابند که احساساتشان کمی فراتر از ۲ دوست معمولی است و به همین جهت به همجنس بازی روی می آورند.



مریم کشاورز کارگردان این فیلم که سال هاست ایران را به چشم ندیده است، سعی کرده در شرایط مشکلات جوانان را زیر ذره بین ببرد و به دنیا نشان دهد که مشکلات جوانان ایرانی چیست. اما نهایت مواردی که او توانسته به آن فکر کند این است که «جوانان مواد مخدر می خواهند، پارتی می خواهند، فرار از مدرسه می خواهند، همجنسگرایی می خواهند و... «. خانم کشاورز پیش از ساخت این فیلم با مسئولین جشنواره ساندنس درباره ساخت این فیلم صحبت کرده بود و آنها هم اعلام کردند که خانم کشاورز را حمایت خواهند کرد!. نتیجه تعامل آنان در فیلم «شرایط» ظهور کرده است: شخصیت های ایرانی، رابطه جنسی آمریکایی!

البته در کنار این فیلم های سینمایی باید به مستندهایی چون «ایرانیوم» یا سریال صدها قسمتی «۲۴» هم اشاره کرد که یک سریال ضداسلامی و ضدایرانی است. سریال نژادپرستانه ۲۴ که فصل هشتم و آخر آن سال جاری میلادی به پایان رسید با محوریت تروریست و خشونت طلب نشان دادن مسلمانان و در چند فصل هم با محتوای ضدایرانی ساخته شده است. حتی برخی از بازیگران آن هم ایرانی هستند. از جمله شهره آغداشلو.

با تشكر از آنتی 666

اللهم عجل لولیك الفرج

لینک ثابت
کارشناسان اندیشکده واشنگتن:

واشنگتن باید بودجه صدای آمریکا و میزان مخابره برنامه‌های بین‌المللی به ایران را افزایش دهد

کارشناسان اندیشکده آمریکایی واشنگتن معتقدند برای تاثیرگذاری و نفوذ بیشتر در اذهان و قلب‌های مردم ایران، باید تلاش بیشتری کرد و تنها راه افزایش بودجه صدای آمریکا و مبارزه با پارازیت اندازی ایران بر روی شبکه های آمریکایی است.

خبرگزاری فارس: واشنگتن باید بودجه صدای آمریکا و میزان مخابره برنامه‌های بین‌المللی به ایران را افزایش دهد

به گزارش جنگ نرم، «کیم اندرو الیوت» در پایگاه اینترنتی خود می‌نویسد: «مهدی خلجی»، طی مراسم «انجمن ملی ایرانیان آمریکا» که در ساختمان «لورن وایت» و در تاریخ 23 سپتامبر 2011 برگزار شد، سخنان خود را این گونه آغاز کرد: «تقویت روابط دیپلماتیک کشور آمریکا با ایران و مردم این کشور از اهمیت زیادی برخوردار است.» وی عضو «انجمن واشنگتن در حوزه سیاست‌های خاور نزدیک» است و برای دستیابی به این هدف، 2 راهکار پیشنهاد داد: افزایش بودجه بخش فارسی زبان شبکه خبری «صدای آمریکا»، و افزایش میزان رفت و آمدهای افراد بین دو کشور؛ مورد آخر به واسطه آسان‌تر کردن شرایط مسافرت به آمریکا و تسهیل در دریافت ویزای مطالعاتی آمریکا برای ایرانیان، حاصل می‌شود.

* آمریکا باید برای از بین بردن انحصار اطلاعاتی و رسانه ای ایران تلاش خود را چندین برابر کند


موسسه چتم هاوس در گزارشی به قلم “پل کورنیش” ، “دیوید لیوینگستون” ، “دیو کلمنته” و “کلر یورک” به بررسی ابعاد و زوایای جنگ های سایبری پرداخته است.جنگ سایبری

به اعتقاد نویسندگان این گزارش، چنانچه کشوری قصد دارد جنگ سایبری را در دستور کار خود قرار دهد، باید راهبرد ملی را بازنگری و اصلاح نماید.

نتایج کلیدی این گزارش به شرح زیر ارائه می‌گردد:

• جنگ سایبری به بازیگران این امکان را می‌دهد که بدون توسل به جنگ مسلحانه، به اهداف سیاسی و راهبردی خود دست یابند.

• فضای مجازی قدرت غیرواقعی به بازیگران کوچک و کم‌اهمیت می‌دهد.

• با استفاده از آدرس‌ IP اشتباه، سرورهای خارجی و اسامی مستعار، مهاجمان می‌توانند در عین ناشناس بودن و برخورداری از مصونیت نسبی، برای مدت کوتاهی فعالیت کنند.

 ادامه مطلب را بخوانید

شبکه سوم سیما اقدام به پخش برنامه ای پزشکی نمود که در ان یک کارشناس مرد به بیان مشکلات داخلی زنان پرداخته و بینندگان عموما زن این برنامه با تماس با ایشان مشکلات داخلی خود و فرزندانشان را مطرح و وی به انان پاسخ گفت . هر چند این مورد جدیدی نیست ولیکن ظاهرا هشدارهای متدینین بی فایده بوده و همچنان این رویکرد ادامه دارد .
SHIA-NEWS.COM  شیعه نیوز :
 
به گزارش خبرنگار «شیعه نیوز» بسیاری از شبکه های داخلی و خارجی با تولید برنامه های علمی و پزشکی سعی دارند برخی مشکلات مخاطبین خود را با حضور کاشناسان و متخصصین در گفتگوی زنده رفع نمایند که این اقدامی شایسته است .
 
تفاوتی که در این بین میان شبکه های داخلی و خارجی وجود دارد ، در رعایت برخی نکات اخلاقی و دینی در برنامه های تولیدی میباشد .
 
برخی برنامه ها به مشکلات پزشکی زنان و مردان اعم از جنسی و غیره میپردازند که گریزی از ان نیست . ولیکن میتوان پخش این برنامه ها را در ساعاتی  قرار داد که کودکان و نوجوانان دسترسی کمتری به تلویزیون داشته باشند .
 
 
رعایت نکات اخلاقی و دینی تنها تفاوت برنامه های داخلی با برخی شبکه های ماهواره ای خارجی میباشد که صدا و سیمای جمهوری اسلامی را با انان متمایز میکند . اگر روزی این نکات رعایت نشود دیگر تفاوتی این میان نخواهد بود .
 
متاسفانه ظهر امروز (سه شنبه) شبکه سوم سیما اقدام به پخش برنامه ای پزشکی نمود که در ان یک کارشناس مرد به بیان مشکلات داخلی زنان پرداخته و بینندگان عموما زن این برنامه با تماس با ایشان مشکلات داخلی خود و فرزندانشان را مطرح و وی به انان پاسخ گفت . هر چند این مورد جدیدی نیست ولیکن ظاهرا هشدارهای متدینین بی فایده بوده و همچنان این رویکرد ادامه دارد .
 
استفاده از کارشناس مرد در برنامه که هم مجری ان زن و هم هم عموم بینندگانش را بانوان تشکیل میدهند جز دریدگی غیرت و عفت چه چیز دیگری را به دنبال دارد ؟
با وجود این همه متخصصین زن چرا شبکه سراسری از یک کارشناس مرد باید استفاده نماید ؟
ایا مهاجمین فرهنگی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز لانه کرده اند و مشغول تخمگذاری هستند ؟!
 
امید است مدیر و مدیران رسانه ملی معاونتی را در صدا و سیما دایر نمایند که با نظارت دقیق مقوله غیرت دینی را نیز در تولیدات لحاظ نمایند .زیرا چنانچه این رویکرد ادامه پیدا کند بسیاری از متدینین مجبور خواهند شد انتن های معمولی و تلویزیونها را نیز جمع اوری نمایند ! .
لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " موج سوم (ارتباطات و رسانه ها) " برای " سید داداش نژاد " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم